خوردن غذای سالم و متعادل به خصوص در دوران بارداری اهمیت دارد.
اما برخی از غذاها هستند که باید در طول بارداری به کلی از آنها اجتناب کرد از جمله:
- گوشت، صدف و تخممرغ خام.
- بسیاری از غذاهای گوشتی که به طور آماده به فروش میرسند، ممکن است خوب پخته نشده باشند و دارای میکروب باشند. بهتر است در طول دوران بارداری این غذاها را دوباره در خانه حرارت دهید تا حدی که بخار کنند.
- ماهیهایی که حاوی جیوه هستند یا در معرض آلایندهها بودهاند.
- غذاهای دریایی دودی.
- شیر پاستوریزهنشده و پنیر تازه.
- سبزیهای خام و شستهنشده.
بعد از سزارین انتظار بروز این رویدادها را داشته باشید:
- دردی که معمولا در روز اول پس از جراحی شدیدتر است و بعد از آن باید فروکش کند.
- ترشح از دستگاه تناسلی که طبیعی است.
- هر روز مقدار فراوانی آب بنوشید - بین 8 تا 10 لیوان.
- از بلندکردن اشیای سنگین و از بالارفتن از پلهها خودداری کنید.
- رانندگی نکنید تا زمانی که بتوانید به راحتی کمربند ایمنی را ببندید.
- در صورتی که محل برش جراحی قرمز و متورم شد، به دکترتان اطلاع دهید.
هميشه نيروهاي ناشناختهاي در وجود ما بودهاند كه در چرايي انتخاب ما مداخله كرده و ما از آنها بيخبر بودهايم چرا از رنگ بخصوصي خوشمان ميآيد و از يكديگر متنفريم؟ چرا برخي از افراد براي ما جالبند و برخي ديگر احساس بدي در ما ايجاد ميكنند؟
چرا فردي را براي همسري انتخاب ميكنيم و در مورد افراد ديگر اصلاً فكر هم نميكنيم؟ اين نيروها همان نيازهاي ما هستند كه از كودكي در ما شكل ميگيرند و در بزرگسالي در روابط ما با ديگران تأثيرگذار هستند. چگونگي شكلگيري اين نيازها بحث ديگري است كه نميخواهيم در اينجا به آن بپردازيم. ولي مهم است بدانيد چه نيازهايي شما را وادار به انتخاب فرد بخصوصي براي همسري ميكند.
دو سطح از نيازها را ميتوان در افراد به درجاتي مشخص كرد. در يك سطح نيازهايي قرار دارند كه ما را از «تحقق خويشتن» واميدارند من آنها را «نيازهاي كاهنده» يا نزولي مينامم. دسته ديگر نيازهايي هستند كه ما را به سمت تحقق خويشتن هدايت ميكنند من آنها را «نيازهاي بالارونده» يا سعودي مينامم.
نيازهاي كاهنده هميشه ما را در سطحي نگه ميدارد كه برآورده شدن آنها به رضايت طولانيمدت در ما منجر نميشود. اين نيازها به طور فزايندهاي بر عزت نفس، اعتماد بهنفس، خودپنداري ما اثر مخربي ميگذارند و ما را از برآورده كردن آن نيازها سير نميسازد.
اين نيازها به طور چشمگيري سراسر زندگي ما را تحتالشعاع خود قرار ميدهد و موجبات نارضايتي دائمي ما را از محيط پيرامون، روابط با ديگران و زندگي فردي فراهم ميآورد. به عنوان مثال نگاه كنيد به نياز مورد توجه بودن،چنين نيازي سبب ميشود اغلب ما از ديگران بخواهيم كه به ما توجه داشته باشند و نيازهاي ما را برآورده سازند بدون اينكه ما نيز بخواهيم رفتار متقابلي داشته باشيم.
از آنجا كه چنين توقعي به طور كامل برآورده نميشود فرد هميشه از خود و روابطش با ديگران نالان است. در عين حال حتي اگر به طور كامل چنين نيازي برآورده شود هنوز فرد احساس تنش ميكند.
سه خاصيت اساسي در نيازهاي كاهنده وجود دارد: يكي اينكه فرد داراي چنين نيازهايي به سرعت ميخواهد به نياز خود پاسخ بگويد. ديگر اينكه پس از برآورده شدن نيازش نيز ابراز نارضايتي نسبت به خود و ديگران ميكند. سوم اينكه اين نيازها روابط بين فردي او را دچار اشكال ميسازد و موجب ميشود روابط پرتنشي را با ديگران تجربه كند.
نيازهاي بالارونده
برآورده كردن نيازهاي بالارونده موجب ايجاد سطح مناسبي از رضايت از خويشتن ميشود. توجه به اين نيازها سبب ايجاد تعادل در روابط بين فردي ميشود به گونهاي كه در هر رابطهاي فرد هم به نيازهاي خود توجه ميكند و هم به نيازهاي ديگران.
توجه به نيازهاي افزاينده موجب تحقق خويشتن و رسيدن به آن چيزي ميشود كه فرد از خود انتظار دارد. اين نيازها در افرادي به وجود ميآيد كه سطح قابل قبولي از رضايتمندي از خويشتن در خود احساس كردهاند. معمولاً چنين افرادي داراي سطوح مطلوبي از عزت نفس بالا، نگرش مثبت نسبت به خود و اعتماد به نفس هستند.
در چنين شرايطي در افراد نيازهايي به وجود ميآيد كه موجب تحقق خويشتن آنها ميشود. اين نيازها شامل، نيازهاي فيزيولوژيك، توجه به خويشتن، نياز به خودمختاري، نياز به تفريح، نياز به سازندگي، نياز به پيوندجويي، نياز به شناخت، نياز به شهرت، نياز به تحقق خويشتن و نياز به معنويت است.
اين نيازها همچنين ميتواند خواص نيازهاي كاهنده را نداشته باشد. يعني افراد به تدريج به آنها پاسخ داده و از برآورده شدن آنها احساس خوبي داشته باشند، در صورت به تعويق افتادن آنها احساس تنش نكنند و موجب ايجاد روابط بين فردي سازندهاي شوند.
توجه به اينكه كدام دسته از نيازها موجب انتخاب همسر ميشود حائز اهميت است. از آنجايي كه همه افراد در شرايطي براساس نيازهاي كاهنده به درجاتي رفتار ميكنند پس بنابراين به احتمال زياد بسياري از انتخابهاي افراد براساس نيازهاي كاهنده صورت ميگيرد.
به عنوان مثال فردي كه نيازهاي افزاينده زيادتري دارد ممكن است در موقعيت انتخاب همسر نياز كاهنده محبت و دلسوزي كردن، او را وادارد تا فردي را انتخاب كند كه بسيار به محبت او نيازمند است و او فردي است كه به توجه و تكيهگاه و كمك گرفتن نياز دارد. اين دو اگر چه همديگر را كامل ميكنند ولي نميتوانند در آينده زندگي موفقي داشته باشند چرا كه در اين حالت فردي گيرنده و فردي ديگر دهنده است.
بعلاوه اين دو نفر نميتوانند همديگر را درك كنند چرا كه دنياي ذهني بسيار متفاوتي نيز دارند. آن چيزي كه فردي را ناراحت ميكند ممكن است براي ديگري جالب باشد و بالعكس.
سؤالهاي رايج براي انتخاب همسر
چه تناسبي بايد بين دو فرد باشد؟
شباهت در تحصيلات، مذهب، فرهنگ، همشهري بودن، طبقه اجتماعي و اقتصادي، قوميت و زبان و نژاد از ملاكهاي اساسي انتخاب همسر است.
چه فاصله سني مناسب است؟براساس برآوردها و طبق رسوم 4 سال فاصله سني (بزرگتر بودن پسر) بين دو فرد مناسب است.
در هنگام خواستگاري چه سؤالهايي بايد پرسيده شود؟اگر چه ميتوان سؤالهاي عمومي مانند انتظار شما از زندگي زناشويي چيست؟ چقدر مستقل هستيد و برنامهاي براي زندگي داريد؟ ملاكهايي كه جستجو ميكنيد را چقدر در من ميتوانيد پيدا كنيد؟ از طرفين پرسيده شود و توجه داشته باشيد كه افراد در موقعيتهاي اجتماعي بهترين تصوير را از خود ارائه ميدهند، پس بسنده كردن به صحبتها خطاست. شما ميتوانيد روابط خانوادگي آنها، روابط با دوستان و همكاران پيشينه آنها و خانوادگي را از ساير منابع مانند دوستان، همسايگان و همكاران آنها به دست بياوريد.
چه ملاكهايي را بايد مدنظر داشت؟براي هر فردي ملاكها ميتوانند متفاوت باشد به عنوان مثال براي فردي ممكن است زيبايي، استقلال مالي و سطح به خصوصي از وضعيت مالي، پرستيژ اجتماعي در اولويت باشد. آنچه مهم است اين است كه ملاكهايتان را آنچنان كه هستند در ديگران جستجو كنيد، شما ميتوانيد آنها را تعديل كنيد ولي هيچگاه نخواهيد كه ملاكي را به جاي ديگري ناديده بگيرد.
بعد از شكست در عشق چه كنيم؟غالباً افراد در اين هنگام به دنبال جايگزين كردن فرد ديگري هستند. اين كار ميتواند هم اشتباه باشد، هم خطرناك چرا كه معمولاً تصميمگيري در موارد بحراني به صلاح نيست. اغلب به طور همهجانبه در مورد چنين تصميمگيريهايي فكر نميشود. بهتر است شخص شكست خورده به خود فرصتي براي ترميم عواطف جريحهدار شده بدهد و فرايند سوگ را طي كند.
نظر ديگران چقدر ميتواند در انتخاب همسر مهم باشد؟از آنجا كه خانوادهها در مراحل مختلف زندگي زناشويي حضوري غيرقابل انكار دارند پس بهتر است خانوادهها در جريان انتخاب همسر قرار گيرند. يكساني ملاكهاي فرد با معيارهاي خانواده در موقعيت بعدي زناشويي اثر مثبت دارد.
چه مشابهتي ميتواند بين دو فرد باشد؟هر چه خصوصيات شخصيتي و نيازهاي افراد به يكديگر نزديكتر باشد (شباهت نيازها و نه مكمل بودن آنها) احتمال موفقيت ازدواج بيشتر است.
آيا مجاز هستيم قبل از ازدواج ديگري را تغيير دهيم؟ يكديگر را آنچنان كه هستيد بپذيريد و سعي نكنيد تغيير دهيد. به عوض تغيير دادن يكديگر از هم جدا شويد و فردي را انتخاب كنيد كه به تغييرات كمي نياز داشته باشد. به عنوان مثال اگر پسري ميخواهد با دختري محجبه ازدواج كند و به طور اتفاقي با دختري آشنا شده كه از نظر رعايت حجاب مطلوب پسر نيست به عوض تلاش براي محجبه كردن دختر ميتواند فردي را انتخاب كند كه با معيار حجاب او مطابقت داشته باشد. چرا كه تغييراتي كه ما آنها را به خاطر ديگران در خود ايجاد ميكنيم نميتوانند در ما پايدار باشند.
آيا روابطي كه قبل از ازدواج وجود دارد ميتواند در خلال ازدواج نيز به همان خوبي ادامه يابد؟به ياد داشته باشيد كه همه انسانها در موقعيتهاي اجتماعي به گونهاي رفتار ميكنند تا بهترين تصوير را از خود ارائه دهند. آنها ممكن است نيازها، انگيزهها و رفتارهاي خود را مهار كنند و آنها را به تعويق بيندازند.
به اين ترتيب برخوردها و رفتار و كردار حين آشنايي ميتواند به خوبي زماني كه افراد با يكديگر ازدواج ميكنند نباشد. چرا كه مهارهاي اجتماعي در زمان ازدواج برداشته ميشود و افراد براساس درونيات خودشان رفتار ميكنند.
دو سازمان بهداشتی وابسته به سازمان ملل با توجه به شواهد "قانعکننده" درمورد نقش ختنه در کاهش سرایت ویروس ایدز (HIV) تا 60 درصد انجام آن را برای مردان توصیه کردند.
به گزارش آسوشیتدپرس کارشناسان سازمان بهداشت جهانی (WHO) و سازمانUNAIDS در عین حال یادآور شدند که لازم است مردان آگاه باشند که ختنه تنها محافظت نسبی در برابر ویروس ایجاد میکند و سایر اقدامات احتیاطی باید همچنان به کار برده شود.بر اساس اعلام این دو سازمان بررسیها نشان دادهاند که ختنه مردان در آفریقای زیرصحرا باعث پیشگیری از 5.7 میلیون مورد جدید عفونت HIV و 3 میلیون مرگ ناشی از آن در طول بیست سال میشود.کاترین هانکینز رئیس UNAIDS میگوید: با وجود این مردان و زنان باید سایر اقدامات حفاظتی مانند استفاده از کاندوم، پرهیز جنسی، به تاخیر انداختن شروع فعالیت جنسی و عدم بیبندوباری جنسی همچنان در نظر داشته باشند.
این توصیهها بر اساس اجلاسی بود که در اوائل این ماه در مونتروئه سوئیس برگزار شد و کارشناسان در آن نتایج سه بررسی بالینی در کنیا، اوگاندا و افریقای جنوبی مورد بحث قرار گرفت که "شواهد محکمی" در مورد کاهش خطر سرایت HIV به علت ختنه در مردان را ارائه کرده بودند.
نتایج این تحقیقات در حال حاضر نشاندهنده کاهش خطر سرایت ویروس ایدز به مردان ختنه شده است و بررسی بیشتری لازم است تا معلوم شود آیا ختنه مردان انتقال HIV به زنان را هم میکاهد یا نه.
زمزمههايي شنيدهميشود كه واكسن گارداسيل ، كه حالا شهرت جهاني به هم زده است، نبايد به نام فريزر تمام شود.
يك بار ديگر يك داستان تكراري در دنياي علم. پروفسور ايان فريزر، دانشمند اسکاتلندي الاصلي كه در استراليا زندگي ميکند و در سال ۲۰۰۶ به دليل کشف واکسن گردن رحم (گارداسيل) به عنوان دانشمند سال استراليا انتخاب شد، حالا براي دريافت جايزه دوسالانه «فلوري» (جايزهاي كه در محافل علمي از منتخبان آن به عنوان نامزدهاي اصلي دريافت جايزه نوبل پزشکي و فيزيولوژي نام برده ميشود، همچنانکه در سال ۲۰۰۵ پروفسور بري مارشال و پروفسور رابين ويليام پس از دريافت مدال فلوري به دريافت جايزه نوبل نائل آمدند) معرفي شده است، اما به موازات مشهور شدن او، زمزمههايي هم شنيدهميشود كه او آنقدرها هم شايسته اين جايزه نيست و اساساً اين واكسن، كه حالا شهرت جهاني به هم زده است، نبايد به نام فريزر تمام شود.
ماجرا از اينجا شروع شد كه مدت کوتاهي پس از اعلام موفقيت واکسن گارداسيل، سه مؤسسه علمي هم دستيابي پژوهشگران خود به اين واکسن را اعلام کردند. اين سه عبارت بودند از: دانشگاه رچستر در نيويورک، مؤسسه ملي سرطان ايالات متحده و دانشگاه جورج واشنگتن.
فريزر ميگويد که ميداند سه گروه تحقيقاتي ديگر در آمريکا بر اين باورند که آنها پيش از او و ژو به واکسن دست پيدا کردهاند، اما آنچه مهم است زمان اعلام دستيابي به واکسن است. او گفته: «ما در سپتامبر سال ۱۹۹۱ مقالهاي درباره قدمهاي مؤثر اوليهمان در توليد واکسن منتشر کرديم. مقاله خود را در يک کنفرانس بينالمللي در آمريکا هم ارائه کرديم. آن زمان هنوز هيچکسي درباره موفقيتش در توليد نمونه آزمايشگاهي واکسن حرفي نزده بود.»
اين در حالي است كه محققان مدعياند ايان فريزر بيش از آنچه مستحق آن بوده براي کشف گارداسيل اعتبار جهاني پيدا کرده است. حتي مرکز پزشکي دانشگاه جورج واشنگتن با صدور يک بيانيه مطبوعاتي اعلام کرده است که تأييد گارداسيل توسط سازمان غذا و دارو نشانه نقش بارز يکي از دانشمندان اين مرکز به نام ريچارد شلگل است که فرآوري واکسن را در دهه 1990 انجام داده است. فريزر و همكارش ژو در ژوئن سال 1991 کشف خود را در زمينه توليد اوليه واکسن به ثبت رساندند و سپس در سپتامبر همان سال با ارائه مقالهاي علمي در آمريکا دستاورد خود را به ساير محققان ارائه دادند. در همان زمان شرکت فرآوردههاي زيستي استراليا (سي اس ال) موفق شد تا امتياز توليد واکسن را از فريزر و ژو خريداري کند. اين امتياز سپس به شرکت دارويي مرک فروخته شد. همزمان شرکت مِد ايميون امتياز توليد انحصاري واکسن را ابتدا از دانشگاه رچستر و سپس از دانشگاه جورج واشنگتن خريداري و آن را به شرکت گلاکسو اسميت کلاين واگذار کرد.بد نيست بدانيد از لحاظ تجاري، تمام مدعيان واكسن، از ثبت تجاري توليد برخوردارند و بههمين خاطر هم دو شرکت دارويي مرک و گلاکسو اسميت کلاين به طور مستقل در حال توليد واکسن هستند.
هر دو شرکت از ثبت تجاري دانشگاههاي طرف قرارداد خود استفاده ميکنند، اما هنوز شکايتهاي حقوقي براي متوقف کردن يک شرکت و يا پرداخت غرامت از طرف دانشگاهها دنبال ميشود و به نظر ميرسد دعاوي حقوقي در آيندهاي نه چندان دور اوج بيشتري بگيرند، زيرا واکسيناسيون با استفاده از گارداسيل در حال حاضر منحصر به استرالياست، اما به زودي اين محصول راهي کشورهاي ديگر نيز خواهد شد و امتياز مالي حاصل از آن ميتواند شرکتهاي دارويي را به مقابله جديتر با رقبا ترغيب کند.
راهي براي مودارشدن طاس ها در پيش است هر چند راهي طولاني و سخت و پرهزينه باشد. راه جديدي که به تازگي اميدهايي درباره آن به وجود آمده، استفاده از سلولهاي بنيادي است.
محققان در آخرين شماره نشريه Nature گزارشي از يافتههاي مهيجشان را درباره استفاده از سلولهاي بنيادي براي درمان طاسي، منتشر کردند.البته موضوع فعلا در حد موشها مطرح است، اما آنقدر اميدوارکننده است که اين محققان، از دانشگاه پنسيلوانياي آمريکا، معتقدند ميتوانند تا يک دهه آينده، درماني قطعي براي اين مشکل بزرگ اغلب مردانه، پيدا کنند و به اين ترتيب آنها را از روشهايي مانند موي مصنوعي يا پيوند و ترميم مو نجات دهند.اما کاري که اين محققان انجام دادند، چه بود؟ Daily Mail چنين گزارش ميدهد که کار آنها اصلا و ابدا در مورد طاسي يا چيزي شبيه به آن نبود. آنها فقط داشتند چگونگي ترميم زخمهاي پوست را مطالعه ميکردند، آن هم در موشها. (گمان نکنم موشها هم طاس بشوند!) وسط همين مطالعات بود که آنها ديدند از زير اين پوست تازه، فوليکولهاي موي تازه جوانه ميزند.
فوليکول هم که همان جوانه اصلي مو است که تا حالا فکر ميکرديم که تعداد آن از دوران جنينيمان ثابت ميماند، مگر در دوران سالمندي و کهنسالي که آرام آرام اين فوليکولها به حال مرگ ميافتند. فوليکولهاي مرده هم ديگر با هيچ دوا و درماني جايگزين پيدا نميکنند. با مشاهده اين وضع، دانشمندان مشتاق شدند که قضيه را بيشتر بررسي کنند، شايد چيزهاي بهتري، خيلي بيشتر از ترميم زخمهاي چند موش آزمايشگاهي، از آن در بيايد.
بررسيهاي آنها چندان هم بينتيجه نماند.
آنها پروتئيني را پيدا کردند که در حضور آن روند ترميم پوست آسيبديده سريعتر اتفاق ميافتاد، (اگر خيلي کنجکاو هستيد، اسم اين پروتئين wnt بود.) به دنبال اين ترميم سريعتر، فوليکولهاي بيشتري در مدت زمان کوتاهتري درست ميشدند و اين يعني شرايط لازم براي به وجود آمدن موي جديد فراهم شدهاست. در اين ميان جاي يک چيز خالي بود و آن هم سلولي بود که اين وظيفه خطير را به عهده بگيرد و قبول کند که تبديل شود به يک موجود ارزنده به نام فوليکول مو. تنها راهي که به ذهن اين محققان و طبعا هر محقق کاربلد ديگري ميرسيد، اين بود: «سلولهاي بنيادي».
اين سلولها، که نوعي پدر و جد همه سلولهاي بدن، با همه اختلافات و تنوعشان محسوب ميشوند، قابليت اين را دارند که در «شرايط» گوناگون به همه انواع سلولهاي بدن تبديل شوند؛ سلولهايي که هم شکل و شمايل متفاوتي دارند و هم کار و توانايي ويژه خودشان را.
اين «شرايط» در مورد فوليکول مو فراهم شدهبود، يعني پروتئيني که ميتواند اين داستان را کليد بزند، وجود داشت. «خب، چرا از اين سلولها براي تبديل شدن به فوليکول مو استفاده نکنيم؟» اين جملهاي بود که محققان دانشگاه پنسيلوانيا به زبان آوردند و در مقالهشان هم نوشتند و به اين ترتيب غوغايي در جامعه طاسها به وجود آوردند!!
گفتههاي آنها نقشه درمان قطعي طاسي را و همچنين طاسي منطقهاي را، در آينده ترسيم ميکرد: «يک خراش کوچک روي پوست بيمو، تزريق سلولهاي بنيادي به همراه پروتئين wnt به داخل قسمت خراشيده و سه ماه انتظار براي رشد موها از اين فوليکولهاي تازهوارد.»
اين نقشه آنهاست؛ نقشه اي که براي ميليونها بيمو در سراسر جهان تاکنون يک رويا، آن هم از نوع دستنيافتياش، به حساب ميآمد.
اينفوگرافي
نقشه درمان طاسي با استفاده از سلولهاي بنيادي، راهي که بايد پيموده شود:

مرحله 1: پوست قسمت بيموي سر خراش داده ميشود.
مرحله 2: دارو، متشکل از سلولهاي بنيادي به همراه پروتئين wnt، به داخل قسمت خراشدادهشده، تزريق ميشود.
مرحله 3: بعد از سه ماه، موهاي جديد رشد خواهند کرد.
